آیا والیبال گنبد تولدی دوباره خواهد داشت؟
نوروزی دیگر فرا رسید و طبیعت جامه نو به تن کرد، امروز طبیعت همه نامرادیهای زمستان را به فراموشی سپرده و دل به نغمه بلبلها داده است.
سالی دیگر از سالها گذشت، سالی که مردم مشکلات بسیار داشتند و سختی های بسیار متحمل شدند.
ولی در کنار همه این مشکلات مردم گنبد و گلستان عزای والیبالشان را نیز داشتند.
والیبال گنبد سال گذشته بدترین سال تاریخ پرشکوه و پرافتخار خود را سپری کرد و نتایجی گرفت که....
آری، والیبالدوستان منطقه، سال ۹۰ را با چشمانی اشکبار به پایان بردند و امروز با بهار و سال نو امید به آینده دارند، امید دارند که باز هم شاهد درخشش تیم شهرشان باشند و همچون سالهایی که نئوپان ، جواهری سال ۸۸ و هاوش درخشیدند باز هم شاهد غرش شیران با غیرت خود باشند.
سال نود برای والیبال گنبد در لیگ برتر سیاه و بدیمن بود ولی درخشش بازیکنان این خطه در تیمهای دیگر و نیز قهرمانی تیم جوان و بومی شهدای ۱۲ دی در زیرگروه باشگاه های ایران مرهمی بود بر دردهای والیبالدوستان.
فرهاد قائمی با کاله قهرمان شد، میکائیل تاجر تولدی دوباره داشت و با نایب قهرمانی همراه تیم متین ورامین نشان داد که هنوز مرد روزهای سخت است و برچسب پا به سن گذاشته بودن به وی نمی چسبد!!
ناظری و دانشفر با تیم بندر عباس و چوگان نیز با تیم مشهد خوش درخشیدند و سخاوی در تبریز لیبرویی تمام عیار بود.
حال مردم گنبد و گلستان چشم به سال ۹۲ و سیاستهای مسئولین شهر دارند، آیا مهدی محمدی که در یکسال تیمداری خود به اندازه تمام سالهای اخیر اعتبار به والیبال این شهر داد باز هم به میدان خواهد آمد؟ آیا جواهری دوباره تیمداری خواهد کرد؟ و ده ها سوال بی پاسخ دیگر که باید منتظر ماند تا به جواب آنها رسید.
در سال ۹۱ این وبلاگ فعال نبود چون با نوشتن چند مطلب متهم به ... شد.
بنده در طول سال گذشته از طریق مطبوعات و نیز صدا و سیما مورد شدیدترین تهمتها قرار گرفتم ولی در وهله اول به احترام والیبال شهرم و نیز به احترام و خواسته مسئولین ورزش و والیبال استان سکوت کردم و جوابی ندادم چون نمی خواستم برای تیم حاشیه ای ایجاد شود و شاید یکی از معدود افرادی بودم که همه بازیهای تیم جواهری را در سالن حضور داشته و از نزدیک تماشا کردم.
باور کنید با شکستهای تیم جواهری ماتم می گرفتم چون در چند سال اخیر در کنار والیبال بودم و دیدم چگونه والیبال این شهر با چنگ و دندان حفظ شده بود و حالا.....
باور کنید وقوع چنین سرنوشتی از روز اول برای من آشکار بود و حتی در برخی محافل این را عنوان نمودم ولی کو گوش شنوا...
مطمئنا تیمی که بد بسته شود چنین نتیجه ای نیز خواهد گرفت.
حال با اجازه دوستان دوباره باز میگردم و قلم به دست میگیرم به این امید که دیگر متهم نشوم، میخواهم از خودم دفاع کنم تا سوءتفاهم ها برطرف شود.
والیبال با خون و جان من درآمیخته است، من نه وامدار کسی هستم و نه با کسی دشمنی دارم.
من بیش از ۱۴ سال است در کنار والیبال و تیمهای شهرم هستم و به رغم صدمات مالی و ... بسیاری نیز از والیبال خورده ام (که اگر لازم باشد آنها را نیز عنوان خواهم کرد) عشق من والیبال است.
در طول این سالها با افراد مختلف کار کرده ام و برای من آنچه اهمیت دارد والیبال شهرم است و هر کسی که با هدف خدمت و کمک به پایتخت والیبال ایران پای به میدان بگذارد من هوادار او هستم.
برخی دوستان مرا متهم به طرفداری از هاوش می کنند، و البته من هم با افتخار می گویم همانطور که در سالهای گذشته طرفدرار سینه چاک نئوپان، استقلال،پادیسان و جواهری بودم، هم اکنون نیز همچون ۹۰ درصد هواداران والیبال شهرم عاشق هاوش بوده و هستم ولی چرا؟ برای این طرفداری خود دلیل دارم.
من یکسال به عنوان سرپرست با آقای محمدی و هاوش کار کردم و مدیریت وی را دیده و به بقین رسیده ام که هدف وی خدمت به والیبال و خوشحالی والیبالی ها است چون هیچگاه به بهانه عدم حمایت مسئولین کوتاه نیامد و در طول فصل شانه خالی نکرد.
امروز با افتخار همه جا می گویم سرپرست تیمی بود که برای اولین بار پس از سالها در والیبال گنبد با باریکنان تسویه حساب مالی کرد، تاخیر در پرداخت داشت ولی آنقدر مرد بود که به خاطر تاخیر از جریمه ۲۰ درصدی بازیکنان که جمعا حدود ۱۷۰ میلیون تومان می شد چشم پوشی کرد و تا ریال آخر قرارداد آنها را داد.
یکی از بازیکنان تیم می گفت وقتی برای دریافت چک قسط آخر رفتم نزد اقای محمدی پیش خودم ۲۰ درصد جریمه را قبول کرده بودم و خدا خدا میکردم جریمه بیشتر از آن نباشد ولی وقتی چک را گرفتم و دیدم کامل است تعجب کرده و از آقای محمدی سوال کردم:"مگر جریمه ندارم" که او هم در جواب گفته است جریمه ها را به خاطر تاخیر در پرداخت بخشیدم.
و من به دلیل وجود چنین تفکری هوادار هاوش هستم، مطمئنا اگر هر یک از ما به جای ایشان بودیم از چنین مبلغی چشم پوشی نمیکردیم ولی او چنین کاری نکرد و به همین خاطر بازیکنان نیز عاشق وی شده اند.
ضمن اینکه آقای جواهری نیز ۴ سال است در والیبال این شهر حضور داد و خدمات شایان توجهی به والیبال داشته است و جالب است بدانید یکی از افرادی که برای حضور وی در والیبال تلاش کرد خود من بودم.
دو سال سرپرستی تیم جواهری را داشتم و در اولین سال حضور به افتخار کسب مقام پنجم لیگ نائل آمدیم. جواهری در سال گذشته نیز هزینه زیادی در والیبال انجام داد ولی به دلایل مختلف نتیجه نگرفت.
اگر انتقادی به وی می شود به این معنی نیست که خدمت اش به والیبال را نادیده گرفته ایم چون او به واسطه خدمت اش به والیبال جایگاه ویژه ای دارد.
وی سال گذشته فقط و فقط چوب عدم اعتماد به والیبالیها را خورد و متاسفانه دوستان خود را دشمن شمرده و دشمنان خود را دوست دانست و تنها اشتباه جواهری همین بود.
وی باید مشاورانی قدرتمند در کنار خود میداشت تا در ابتدای کار وی را یاری کنند که مهمترین ان انتخاب مربی بود.
همه والیبالیها با زبان بی زبانی گفتند که طاهر قره داشلی مربی خوبی است ولی نه برای سرمربیگری در لیگ برتر ولی کسی نشنید.
در این خصوص و دلایل ناکامی تیم جواهری گفتنی بسیار است که به زودی خواهم نواشت.
و اما در مورد اتهاماتی که به من زده شد:
من در سه سال سرپرستی که در لیگ برتر داشتم هیچگاه به دنبال مبلغ قرارداد نبودم (که این را دوستان دست اندرکار میتوانند شهادت دهند) و همه وظایفم را نیز کامل و بی کم و کاست انجام دادم ولی سال گذشته مورد اتهاماتی قرار گرفتم که به زودی در مورد آن هم خواهم نوشت.
وبلاگ پایتخت والیبال گنبد پس از یکسال کم کاری باز هم به میدان آمد به این امید که بتواند کمکی به والیبال شهرمان بکند. من سال ۹۱ به دلیل ذهنیتهای غلطی که در مورد من بود سکوت اختیار کردم چون ممکن بود از هر حرف من سوء برداشت شود.
از خدا می خواهم در سال ۹۲ در تقدیر والیبال شهرم شادی و موفقیت بنویسد انشا....
منتظر مطالب بعدی باشید.........